حوضخانه

آخرین جملات یک محتضر

یعنی من آنقدر زنده می‌مانم که زمستان آینده را ببینم؟ یا از این گرما، جان به جان آفرین تسلیم می‌کنم؟ به دلیل همان علاقه‌ء دیوانه‌وارم به زمستان که در جریانش هستید و نیمه‌جان بودنم در کلیهء  روزهای گرم سال ، عجالتاً هیچ‌جور خلاقیتم نمی‌آید. حالا یا می‌میرم یا دوباره یک داستان جدید از خودم در می‌آورم. مطمئن باشید اگر داستانم بیاید، هیچ رقمه طاقت پنهان کردنش را ندارم. 

والسلام.  

مرقوم شده به تاریخ شانزدهم تیرماه هزارو سیصدو نود. 

 

 

 

 

 

نظرات 5 + ارسال نظر
پیانیست پنج‌شنبه 16 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 08:45 ب.ظ http://baharakmv2.blogsky.com

به ساری بیایید... همه امکانات به همراه جنگل و دریا و هوای فعلا خنک و تا یکی دو هفته دیگر داغ در خدمت شماست.

کاش می‌توانستم!

رومئو جمعه 17 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 02:59 ب.ظ

قربون شکلت به خاطر دل تنگ ما هم که شده فقط بنویس هرچی که شد, ما بدونیم ۱ جولیت ی داریم اون سر دنیا که از قضا قلم خوبی هم داره .... یا این که پاشو بیا ور دل خودم که همین چله ی تابستون ببرمت هتل یخی و تا دلت میخواهد برف نشونت بدم

دلم خیلی برات تنگ شده
مگه تو تعریف کنی؛ حکایت سوسکه‌ست که مادرش قربون دست و پای بلوریش می‌رفت
هتل یخی؛ خدای من!

لی یکشنبه 19 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 02:11 ق.ظ http://leee.us

انشاالله هستید حالا حالا ها . منتظر داستانی دیگه تون هم هستیم .
داستان میراث را سر فرصت میخوانم .
راستی من هم زمستان را تا قسمتی بیشتر از تابستان دوست دارم .

فکر کنم زمستان‌های شما فرق چندانی با تابستان نداشته باشد!

حس سبز دوشنبه 10 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 03:23 ق.ظ http://www.hesesabz.blogsky.com

سلام دوست خوبم.وب زیبایی داری.مایل به تبادل لینک هستی؟اگه تمایل داری منو بی خبر نذار.

"دوستدارت حس سبز"

ممنونم.

آزاده و آتیلا چهارشنبه 12 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 04:40 ب.ظ http://www.atila1387.blogsky.com

همیشه پاینده باشید تا ما از تراوشات غنی مغز شما کمال استفاده رو ببریم. در ضمن بالام جان بیایید قزوین هوا عالیه!!!
کوپنتون پر شده.بعد از ماه رمضون منتظر هستیم.
حالا میایید خونمون یا نه؟

بله بله قربان. همین الان میایم!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد