حوضخانه

شِکَرَک

  

قند. شکر. نبات. مربا. عسل. شکلات. شیرین‌بیان. شکر‌پنیر. شیره...  چیه؟ دهانتان شیرین نشد؟...   خوب با این یکی چطورید؟ حلوا. ترحلوا. رنگینک. شکر‌پاره. قَنداغ...   جانم؟ باز هم کامتان زهرمار است؟...   عیب ندارد. این‌یکی را داشته‌باشید؛ یارانهء نقدی. سهام عدالت...   جان؟ باز هم نشد؟ 

بابا عجب رویی دارید؛ هر که جای شما بود تا حالا مرض قند گرفته بود! 

 

 

نظرات 11 + ارسال نظر
ابراهیم پنج‌شنبه 28 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 06:42 ب.ظ http://www.japelgroup.blogsky.com

بابا من زمین خوردتم ...
با همون قند اولی من شیرین کام شدم رفت
گرچه روزگارم از زهرمار هم تلخ تره
ولی امیدوارم دنیا به کامت باشه و همواره شاداب و زیبا و آزاد باشی
ابراهیم / سلیمانیه - کردستان عراق

ممنون از لطفتان.

لی جمعه 29 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 01:19 ق.ظ http://leee.us

شما اولش کمی دهانمان را شیرین می کنید بعد زهرآگینش می کنید

باشه . تلافی می کنیم

شما رعیت قدر شناسی نیستید؛ این که تقصیر دکتر نیست.

فرید دانش فر جمعه 29 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 01:47 ق.ظ http://www.istgaheman.blogfa.com

دهانمان... "چیز" شد... شما چی میگید بهش؟ شیرین؟ آره، همون، دهانمان شیرین شد!

آفرین به رعیت قدر شناس.

رومئو جمعه 29 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 01:38 ب.ظ

ما که خیلی سال مرض قند که هیچ درد بیدرمون گرفتیم از این همه شیرینجات و نقل و نبات ...

والّا!

آزاده و آتیلا شنبه 30 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 06:53 ب.ظ http://www.atila1387.blogsky.com

بالاخره یه روزی
بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر بار دگر روزگار چون شکر آید

امیدوارم.

داستان تکراری یکشنبه 1 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 06:18 ب.ظ http://baharakmv2.blogfa.com

سلام. چقدر خوب شد که یادآوری کردید ان همه نعمت را

خودم که داشتم فراموش می‌کردم.

سعید دوشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 12:19 ق.ظ http://delgijeh.blogsky.com/

داشتم رد میشدم دیدم دور بلاگتونو یه هاله نورانی گرفته بود همه داشتند نگاه میکردند با خودم گفتم یه خبری هست اینجا !
به خدا ملت قدر نشناس چی بودن دیگه آقا به ما که علاوه بر سهام عدالت و یارانه و کوفت و زهر مار سیب زمینی مجانی هم دادند ! میبینی ؟ دستتون درد نکنه کام مارو خوب شیرین کردین ! ایشالا اونایی که کامشون شیرین نشد شب دکتر رو خواب ببینن

بابا چشم بصیرت!

داستان تکراری سه‌شنبه 3 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 10:55 ق.ظ

سلام. خوبی؟ حوصله ام سر رفت بنویس

چشم.

داستان تکراری سه‌شنبه 3 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 11:58 ب.ظ http://baharakmv2.blogfa.com

سلام ممنون که سر زدید .
هیچ وقت دوست ندارم به آن دوران کذایی برگردم. فقط دلم تنگ شده برایش. اصلا خوب نبود. مخصوصا در قم.

شعری هست که می‌گوید: هرچه رفت از عمر یاد آن به نیکی می‌کنند/ چهرهء امروز در آیینهء فردا خوش است. این همان مصداق نوستالژیست. من هم خیلی از روزهای گذشته را دوست ندارم. اما می‌گویم: یادش به خیر.
امیدوارم همیشه شاد باشید.

باران حامدی چهارشنبه 4 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 12:25 ق.ظ http://baranhamedi.blogfa.com

سلام.
ممنون که انقدر به من سر میزنین.
امیدوارم همیشه وبلاگتون پر از حرف های خوب باشه.
باز هم ازتون تشکر میکنم که به من سر زدین

من هم از شما ممنونم دوست کوچولو.

فرید دانش فر جمعه 6 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 01:14 ق.ظ http://www.istgaheman.blogfa.com

داشتم فکر می کردم که نکند از نظرم برداشت اشتباه کردی که دیگر به ما سر نمی زنید! تلخی دهان ما به این راحتی شیرین نمی شود. راستی، خواستم بگویم یک نظر کلی درباره وبلاگم بگویید. ممنون

ای بابا این چه حرفیه! چشم.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد