آرام زمزمه میکرد: «طاعت از دست نیاید گـُنَهی باید کرد.» گفتم: «این حرف اصلاً درست نیست.» بیتوجه، ادامه داد: «در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد.» با خودم فکر کردم: « زیاد هم حرف ناجوری نیست؛ این هم یکجور جلب توجه کردن از معشوق است.» بابای بچهها که نمیدانست این جمله از ذهنم گذشته، گفت: «ببین؛ مثل این است که مثلاً من نمیتوانم برای تو یک سرویس جواهرات بخرم، بعد...» و همینجا حرفش ناتمام ماند. گفتم: «آها فهمیدم؛ مثلاً تو نمیتوانی برای من یک سرویس جواهرات بخری، بعد بیایی یک کتک مفصل هم به من بزنی!»
پایان قصه: قهقه زدن بابای بچهها.
ما از این داستان نتیجه میگیریم که:
خدایا به من صبر جزیل عنایت فرما!
شما هم باید به شوهر گرامی می فرمودین:
دل که آیینه شاهی است غباری دارد
از خدا می طلبم صحبت روشن راهی
در روشن راییاش شکی ندارم.
این شوخیها، بهانههایی کوچک برای خندیدنند.
سلام آره نبودیم ولی من شمارو لینک کردم تا گم نکنمتون
بخندین خنده بر هر درد بی درمان دفترچه بیمست
من نمی دونم خانما چه علاقه ی وافری به طلا و جواهرات دارن ؟ به نظرم هیچ زیبائی نداره .
....
( در حمات از بابای بچه ها )
البته واقعا خودم هم بهش اعتقاد دارما . هیچ زیبائی ندارن ...
درسته البته. اما خوب، موضوع ربطی به طلا و جواهر نداشت. موضوع خندهدار، مثال زدن بابای بچهها بود. بنده خدا برای محتوای شعر، مثال اشتباهی زد؛ ناجور شد.
خیلی هم زیبایی دارند.
شما هم واردیدها.
سلام نرگس جان

خوبی؟؟ مطمئنا"تو این زمینه هیچکسی نمی تونه حریف بابای بچه های شما بشه
بله؛ پس چی! میبینم که خیلی هم معروف شده.
از دیدن کامنتت خیلی خوشحال شدم. راستی از وبلاگت چه خبر؟
سلام بانو
ممنون.
شعر جالبی بود. این هنر فقط از آقایون سر می زند :))
مانا باشین
البته؛ دقیقاً حق با شماست. ؛-)
طاعت؛ اتفاقن همین گفت و شنیدنها و لحظههای خوش است.
خریدن طلا و جواهرات هم، همان "گنهی" است که باید کرد . . .
این هم نظر یکی از همان شوهرهایی است که نمیتوانند سرویس جواهرات بخرند.
دستتان درد نکند؛ حالا سرویس جواهرات نمیخرید اشکال ندارد. فقط خداوکیلی کتاب نخرید. ما زنهای ضعیف اصلاً از کتاب، خوشحال نمیشویم. ؛-)
سلام من آپم خوشحال میشم تشریف بیارید
سلام دوست جونم. خوبی؟! بابای بچه ها خوبه خوشه سلامته؟ ... بابا اگه طلا زشت هیچ اشکال نداره میشه جاش اپل خوشگل گرفت
اولاً طلا خیلی خوشگل در نتیجه ما هم خیلی بیکلاس هستیم. از این گذشته، ما تازگیها فهمیدیم که گـُل سفید، خیلی دوست داریم. گل رز و زنبق و ارکیده و ... نه ها. منظورم از گل، ماشین گل بود.
سلام من آپم ممنون میشم بیایید
چه جالب پس آقای شما هم آسمانیه؟ اتفاقا دیشب آقای آسمونی ما غیر منطقی شده بود و یک جنگ خونین با هم داشتیم از آسمون به زمین اومده بود.
متولی
خوب بود
تا 3 میشمرم اگر مطلب جدید ننویسی لینکت رو پاک میکنم. فرصتت از همین الان شروع شد
1....