۱- نمیدانم فیلم Inception ساختهء کریستوفر نولان را دیدهاید یا نه. موضوع فیلم درباره مردی به نام دام کاب است که قادر است به خواب آدمها نفوذ کند و ذهنیات افراد را با تکنولوژی فوق پیشرفتهاش در اختیار بگیرد. آخرین مورد کاری که به او پیشنهاد میشود در واقع عملیاتی وارونه است که او باید ایدهای مشخص را به شخصی تلقین کند. طوری که شخص تصور کند که آن ایده متعلق به خود اوست. در نتیجه تصمیمی مطابق خواست شخص تلقین کننده بگیرد.
در این ماموریت آخر، گروه کاب برای اینکه به عمیقترین لایههای ناخوآگاه شخص نفوذ کنند مجبور میشوند که سه بار در خواب بخوابند و فرو رفتن در لایههای تو درتوی خواب، آنها را به هدفشان نزدیکتر میکند. و برای اینکه به عالم حقیقی برگردند باید هر بار در عمیقترین لایهء خواب بمیرند و به ترتیب به لایههای سطحی خواب بازگردند.
در عین حال خود دام کاب به دلیل حضور پی در پی در لایههای خواب و رویا، تعادل زندگی واقعیاش هم مختل شده است. او که به جرم قتل همسرش تحت تعقیب است به نوعی از آمریکا گریخته و در آرزوی دیدن فرزندانش روزگار میگذراند. و این ماموریت اخیر را برای یک سرمایهدار ژاپنی به نام سایتو انجام می دهد. سایتو پیشنهاد میکند که از پدیده اینسپشن استفاده کرده و ایده مورد نظر سایتو را در ذهن شخصی به نام رابرت فیشر (وارث یک امپراتوری عظیم انرژی) در عالم رویا بکارد تا سایتو بتواند آن امپراتوری را از چنگ وی درآورده و کلیت منابع انرژی در جهان را در اختیار گرفته و به ابرقدرتی بی رقیب تبدیل شود. و در عوض او ترتیب منع تعقیب کاب در آمریکا و دیدار فرزندانش را بدهد.
موضوع مرگ مال همسر کاب هم از این قرار است که به دلیل فرو رفتنهای پی در پی در لایههای رویا، تعادلش را از دست داده و در حالی که در یکی از این لایهها پنجاه سال با همسرش زندگی کرده، وقتی از خواب بیدار میشود همچنان تصور میکند که یک لایهء دیگر باقی مانده. و از آنجا که برای هر بار بیدار شدن باید بمیرد به کاب اصرار میکند که مرگی را برنامه ریزی کنند و به زندگی حقیقیشان برگردند. و هر چه کاب تلاش میکند او نمیپذیرد که به عالم واقعی بازگشتهاند. و برای اینکه کاب هم با او خودکشی کند نامهای برای وکیلش مینویسد شامل این مضمون که همسرش او را تهدید به مرگ کرده. بنابراین بعد از خودکشی مال، کاب متهم به قتل مال میشود. و همین گذشتهء او باعث میشود ناخودآگاهِ کاب همیشه درگیر این موضوع بماند و در همهء ماموریتهایش تاثیر بگذارد.
صحنه پایانی فیلم یکی از تاثیر گذار ترین صحنه های فیلم است. بالاخره تکلیف آدم روشن نمیشود و یک جورهایی آدم را معلق میگذارد. باید خودتان فیلم را ببینید. چون دانستن موضوع فیلم اصلاً لطمهای به تماشای آن نمیزند.
۲- از آنجا که اصولاً خیلی با خوابهایم درگیر هستم و کلاً کم پیش میآید که خوابهای خوب ببینم، به بابای بچهها میگویم: «اگر این حرف درست باشد که میگویند مرگ به نوعی مثل خواب است، بنابراین من با این خوابهای چپ اندر قیچیام حتماً به جهنم میروم.» برای همین هم از این تو در تویی و آمیختگی رویا با زندگی واقعی در فیلم خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم. بابای بچهها میگوید: «اینجوری به مرگ فکر نکن. به این فکر کن که مرگ واقعا به همین راحتی باشد؛ مثل همین فیلم. یعنی زندگی هم مثل یکی از لایههای خواب باشد که در آن بمیریم و به سادگی ِ بیدار شدن از خواب، جایی در عالمی حقیقی بیدار شویم.»
سلام . بابا عجب آدم پیچیده ای هستین شما. چه فکرایی به سرتون میزنه. یعنی شما هیچ مشکلی از قبیل فامیل شوهر و بی پولی و غیره ندارین؟ من که متاسفانه غرق این جور کثافاتم. فردا می خوام برم صنایع دستی برام دعاکنین
مشکل را که همه دارند.
درست میشود.
مطمئنم موفق میشوید.
چه فیلم جالب و ترسناکی
... آدم تکلیفش روشن نیست الان خواب یا زندگی راست راستاکیه
؟؟؟ .... بابا همین ها رومیبینی که این خوابها رو میبینی دیگه .... البته ماهم که هیچ فیلمی نمیبینیم باز هم این خوابها رو میبینیم ... پس جریان چیه 
( خواستم ۱ چیزی نوشته باشم که بگم من هم هستم ها )
خوب کارکردی. چشمم به کامنتت روشن شد.
سلام
۱ - من یک طرحی دارم در مورد خواب . آنقدر دست رو دست میذارم و اینقدر حمایت نمی کنند تا یکی توی همین هالیوود میره می سازتش .. ببینین چه روزی گفتم ...
۲- فیلمش رو دارم دو ورژن . هر دو تا از روی پرده ضبط شده . بدرد نمی خورن . ندیدمش
3 - می خواستم توی همین روزا یک پست در مورد آخرین فیلمی که دیدم بذارم . پیش دستی کردید.
۱- خیلی دلم میخواست بگویم اسپانسر نمیخواهید؟ اما متاسفانه فقط میتوانم آرزوی موفقیت کنم.
۲- من توی شبکه GEM دیدم. فکر کنم همین روزها به بازار بیاید.
۳- فیلم را معرفی کنید ما هم ببینیم.
۱ . سپاس از لطفتون .
2 . بازار نمی خواد . خدا خیری بدهد به دانلود کردن .
3 . حتماً ...
سلام بانو.
فیلم قشنگی باید باشد .حتما گیرش می آرم و می بینم.
یه گروهی هم هستند که عقیده دارند ما در حال حاضر در خواب هستیم و بعد از مرگ بیدار می شویم.
مانا باشین
واقعاً؟ نمیدانستم.
سلامت باشید.
سلام رفتم صنایع دستی و برای کلاس سفال ثبت نام کردم مثل خنگها. آخه من با این بامداد یک ساله کجا می تونم کلاس برم. هرچند رایگانه و نمیشه ازش گذشت. ولی چند تا کار سفال و ویترای دیدم و فقط با یک نگاه یاد گرفتم.
چقدر عالی.
سلام. چقدر از دیدن نظرات شما ذوق میکنم. عاشق این طرز نگاه شما به مفاهیم هستم. بسیار هنرمندانه است. امروز داشتم فکر میکردم ما بچه که بودیم همهش میگفتند مردن خیلی سخت است. پس مواظب باشید با گناه مردن را سختتر از این که هست نکنید. ولی ما بیگناهیم . واقعا بیگناهیم. هر چند اگر گناهکار هم باشیم با دیدن آرامش مردگان میفهمیم یک عمر دروغ به خوردمان دادهاند.
زنده باشید.
بهارک جان! شما خیلی به من لطف دارید. واقعاً شرمنده میشوم.
سلام . چطورین؟ من آپم. بیایین ممنون میشم. در ضمن نمیشه زودتر بنویسی باز هم بیاییم اینجا بخونیم ؟
راستی از آثارتون چیزی نمیذارین ببینیم؟ خیلی دوست دارم ببینم.
در یک فرصت مناسب حتماً!
سلام. ببخشید یه نقد. توی آخرین ماموریت نباید میمردن باید با یک حرکت یا تکون از خواب بیدار می شدن در غیر این صورت به عالم برزخ میرفتن یعنی جایی که مال بود.