بعضی از مسائل هستند که تا نزدیکشان نشوی نمیدانی چقدر اهمیت دارند.
یادم میآید نوجوان که بودم، تلویزیون یک طراح آلمانی را نشان میداد که چند قوری طراحی کردهبود. من هم که اول راه بودم و فکر میکردم خیلی از طراحی سر در میآورم، با خودم فکر میکردم: «عجب کار مسخرهای. حالا چه اهمیت دارد که وقتی چای از لولهء قوری بیرون میریزد، یک قطرهء چای به داخل قوری برگردد و به بیرون چکه نکند. تازه اینقدر هم شکل قوری بیریخت بشود.» (یک لوله کلفت و بلند داشت که قوری را شبیه آبپاش کردهبود.) فکر میکردم طراحی کار عجیب و غریبی است و یک طراحی خلاق برای قوری این است که مثلا بدنهاش شبیه یک برگ چای باشد ... و اصلا چرا قوری؟ یعنی هیچ وسیلهء مهمتری برای طراحی پیدا نمیشود؟ و مدتی طول کشید تا یاد بگیرم گاهی مفاهیم انتزاعی از مفاهیم عینی، کارآمدترند.
این روزها که قوری یکی از اجزای جدانشدنی از زندگیام شده، به لطف قوری پیزوریام، فهمیدهام که اتفاقا قوری خیلی هم وسیلهء مهمیست؛ مخصوصا مواقعی که بابای بچهها، برای قدردانی از زحمات من، تمام آشپزخانه را با قطرههای چای گُل میاندازد! اینجور مواقع، به این فکر میکنم که آن طراح، در سرزمین بنز، زندگی میکند؛ جایی که، ماشین و دارو و لوازم بهداشتی و معماری و فوتبال و ... و قوری که جای خود دارند؛ حتی سیخ و میخاش هم روی حساب ساخته میشود.
از عنوان تیترتون مشخصه دیگه . اونا تو سرزمین بنز هستند و ما در سرزمین پیکان و پراید کپی شده .
دقیقا.
سلام خاله نرگس. وبلاگتو هر چقدر باز میکردم اون صفحه موبایله میومد .ولی وقتی لینکت کردم درست شد.
امان از این بلاگ اسکااااااااااااااااااااااای!!!!!!!
شوخی کردم.از بابای بچه هاهم تشکر کن بابت راهنمایی ارزشمندش. لینکت کردم با نام (حوض خانه خاله نرگس).دوست نداشتی بگو عوضش کنم.میبوسمت
بابای بچهها سلام میرسونه. اسم لینک هم خیلی عالیه.
هی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی خاله نرگس.من 11 ساله هر روز صبح به آقامون میگم :خوب (( دیرتر )) برو سر کار چشمات خیلی قرمزه و جواب : (( نه عززیم کار زیاد دارم.)) و عصرها میگم : خوب کلاستو ((کنسل )) کن چشمات داره دودو میزنه و جواب : نه عزیزم امروز (( کوئیییییییییز )) داریم.
پس میبینی که اراده مرد سست نمیشه.اونی که مردو از کلاس رفتن برحذر میداره همانا تمرین نکردنه سازشه.والسلام
:-))))))