سال ۱۳۷۵
تازه از خانه فرهنگ امامزاده یحی بیرون آمدهام. دنبال جایی میگردم که کلاسهای نقد شعر داشته باشد. تشنهء نوشتنام و به دنبال کسی میگردم که عروض بداند. دوستی فرهنگسرای خاوران را معرفی میکند و میگوید که تازه افتتاح شده.
یک هفته بعد در فرهنگسرا هستم. سوالم را از معلم کلاس میپرسم. او میگوید این سوالات را از فلانی بپرسید و مرا پیش بندهء خدایی میفرستد که عروض میداند. با همان سَربزرگی و خامی نوجوانی، به حساب خودم میخواهم او را امتحان کنم؛ از او میپرسم مفعول فاعلات مفاعیل و فاعلن در چه بَحری است. بی نوا، میماند. بعد از چند لحظه میگوید: « خانم، کسی بحرها را حفظ نمیکند. اجازه بدهید من هفته آینده جزوههایم را برایتان بیاورم.» در دلم می گویم: من خودم کتاب عروض و قافیه دکتر شمیسا را دارم!
سال ۱۳۸۸
بابای بچهها میپرسد: « دل بردی از من به یغما... مستفعلن فاعلاتن... در چه بحری است؟ » میگویم: « بگذار جزوههایم را نگاه کنم... » وقتی بابای بچهها میخندد، میگویم: « بابا! خودِ شمیسا هم بحرها را حفظ نیست.» و در دلم میدانم که پَرت گفتهام.
سلام خوبی ؟ وبلاگ قشنگی داری !یه سری هم به ما بزن ...هرچی دلت می خواد تو سایت من هست ممنون ازلطفتون راستی یه موقع واسه تبادل لینک اونم با (جایزه ویژه)اگه موافق بودی به این آدرس مراجعه کن گلم http://istgah.asantabligh.com/tabdol1.phpl
حکایت ما هم همینه توی سینما ...
یه چیزی تو ذهنمون هست فقط واسه مدتی بعدش باید رجوع کنیم به کتاب ها و جزوه ها و...
------------------------------------
به قول یه بنده خدائی که می گفت من معمولا سه تا چیز رو هیچ وقت یادم نمی مونه ...
اسامی ، تاریخ ها و سومیش هم یادم نمیاد ...
:-))
سلام دوست عزیز وبلاگتون بسیار زیباست.اگه میشه به سایت من هم سر بزنید.ممنون
خیلی از پیوند های شما با من مشترکه.
وبتون رو هم دیدم با با اینکه تازه شروع کردین ولی خوشم اومد .
در ضمن اسم شما هم با من مشترکه ولی الان همه صدام میکنن نانی!
:-)