صبح که از خواب بیدار میشوم رادیو را روشن میکنم و این جعبه تا اوایل شب، برایم حرف میزند. از اخبار سیاسی جهان گرفته تا آخرین آمار بورس. بعد یکی از این خوانندههای در پیت، یک ترانه شمالی میخواند و پس از آن آگهی بازرگانی. پس از آگهی دوباره یک خواننده در پیت دیگر... اخبار مربوط به ترافیک و اعلام آمار تصادف در شهر... میزان آلودگی هوا... سفر استانی رئیس جمهور به چلغوز آباد و ارسال برق به دهکوره مذکور... عذر خواهی یکی از مسئولان از... دوباره، همان خواننده در پیت اول با یک ترانهء شمالی دیگر...
چند شب پیش بابای بچه ها میپرسید: این روزها که از صبح تا شب در خانه تنها هستی، خسته نمیشوی. در دلم میگویم: چرا! خسته میشوم. احساس میکنم بار ِ یک شهر روی دوشم است.)) اما به او می گویم: رادیو پیام، هر روز چند ترانه از یک خوانندهء شمالی پخش میکند؛ به جان خودم، طرف، اطلاعاتیست.)) و بابای بچهها به سادهلوحیام میخندد.
سلام وبلاگ خیلی قشنگی داری لطفا به ما هم سر بزن.منتظرم
ممنون. چشم.