X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

چند روزیست که گرفتار یک پروژهء اجباری ام. اگر بخواهم منصف باشم باید بگویم اینجا که ما زندگی می کنیم، یعنی همین شهر هِرت بلند آوازه، کمتر کسی پیدا می شود که کارش را بلد باشد و کمتر کاریست که درست انجام شده باشد. مشتری ام به دلیلی به تعداد زیادی از لوگوها و برند های معروف ایرانی و خارجی احتیاج دارد. و چون هیچ کدام از لوگوها را با کیفیت مناسب برای چاپ پیدا نکرده، می خواهد که حدود چهل پنجاه تا نشانه را برایش دوباره اجرا کنم.  

وقتی توی گوگل، سرچ می کنم، برای نمونه، حتی یک لوگوی ایرانی با کیفیت مناسب پیدا نمی شود. و این در حالی است که خارجی هایش، با کیفیت در حد تیم ملی که ترجمه اش به زبان طراحان گرافیک می شود مناسب برای چاپ روی بیل بورد، موجود است. می بینم که ما ایرانی ها بالاخره مفهوم کپی رایت را فهمیدیم، فهمیدنی! آخر پدر من! عمو جان! دوست عزیز! اگر کسی دنبال لوگوی شما با کیفیت بالا می گردد، حتما می خواهد لوگویتان را چاپ کند. این هم که خیلی خوب است؛ یک نفر مفت و مجانی می خواهد برایتان تبلیغ کند. حالا بروید لوگویتان را دو پیکسلی بالای سایتتان بگذارید!  وقتی هم که می خواهم از چند تایشان که از سایت های معتبر هم هستند درخواست کنم که لوگویشان را در اختیارم بگذارند، بابای بچه ها می گوید: «من فلانی و فلانی و فلانی را می شناسم. این ها خودشان هم لوگویشان را با مشخصاتی که تو می خواهی ندارند.» حالا نکته جالب اینجاست که چاپخانه به مشتری ام گفته که: «فایلهایت را به صورت وکتور بیاور. مدل دیگر باشد چاپش خوب در نمی آید.» ناقلا خوب می داند که دردسر این کار زیاد است. و اگر بشود چه میشود! در این صورت لوگوهایی خواهد داشت که حتی برای چاپ روی کره ماه هم مناسب خواهند بود. 

 

تنبلی فایده ندارد. باید خودم آستین ها را بالا بزنم. و از همین تریبون اعلام می کنم: هر کس به لوگویی نیاز داشت که در لیست اجراهای من بود، فقط اشاره کند؛ حتی خود صاحب لوگو.