X
تبلیغات
رایتل

می‌گویند مرد چاه‌کنی همین‌جوری، بیکار، بیکار، دستش را توی جیبش کرده‌بود و پیاده، خیابان را گز می‌کرد. فقیری جلویش را گرفت و گفت: «ای مرد نیکوکار! یک قران به من بینوا کمک کن. من هم دعا می‌کنم خدا به عوضش ده قران به تو بدهد.» مرد چاه کن فکری کرد و یک قران از جیبش درآورد، به مرد فقیر داد و دوباره به راه افتاد. کمی جلوتر کسی از او پرسید: «چاه مستراح خانه‌ام گرفته. می‌آیی بازش کنی؟» چاه‌کن گفت: «می‌آیم.» به خانهء آن مرد رفتند و چاه‌کن چاهِ گرفته را باز کرد. مرد صاحب‌خانه هم، ده قران به چاه‌کن داد. در راه بازگشت، چاه‌کن، فقیر را دید و به او گفت: «ببین! آن ده برابر عوض خیر را که وعده داده‌بودی، خدا قسمت کرد؛ اما قبل‌اش یک‌چیزی به‌خوردم داد.»

 

ما از این داستان دوتا نتیجه می‌گیریم: 

۱- خدا، همین‌جوری، بدون یک‌چیزی خوردن، به کسی پول نمی‌رساند. 

۲- اگر خیلی ناراحتی شغل‌ات را عوض کن.