X
تبلیغات
زولا

بعضی از مسائل هستند که تا نزدیک‌شان نشوی نمی‌دانی چقدر اهمیت دارند.  

یادم می‌آید نوجوان که بودم، تلویزیون یک طراح آلمانی را نشان می‌داد که چند قوری طراحی کرده‌بود. من هم که اول راه بودم و فکر می‌کردم خیلی از طراحی سر در می‌آورم، با خودم فکر می‌کردم: «عجب کار مسخره‌ای. حالا چه اهمیت دارد که وقتی چای از لولهء قوری بیرون می‌ریزد، یک قطرهء‌ چای به داخل قوری برگردد و به بیرون چکه نکند. تازه این‌قدر هم شکل قوری بی‌ریخت بشود.» (یک لوله کلفت و بلند داشت که قوری را شبیه آبپاش کرده‌بود.) فکر می‌کردم طراحی کار عجیب و غریبی است و یک طراحی خلاق برای قوری این است که مثلا بدنه‌اش شبیه یک برگ چای باشد ... و اصلا چرا قوری؟ یعنی هیچ وسیلهء مهم‌تری برای طراحی پیدا نمی‌شود؟ و مدتی طول کشید تا یاد بگیرم گاهی مفاهیم انتزاعی از مفاهیم عینی، کارآمدترند. 

 

این روز‌ها که قوری یکی از اجزای جدانشدنی از زندگی‌ام شده، به لطف قوری پیزوری‌ام، فهمیده‌ام  که اتفاقا قوری خیلی هم وسیلهء مهمی‌ست؛ مخصوصا مواقعی که بابای بچه‌ها، برای قدردانی از زحمات من، تمام آشپزخانه را با قطره‌های چای گُل می‌اندازد! این‌جور مواقع، به این فکر می‌کنم که آن طراح، در سرزمین بنز، زندگی می‌کند؛ جایی که، ماشین و دارو و لوازم بهداشتی و  معماری و فوتبال و ... و قوری که جای خود دارند؛ حتی سیخ و میخ‌اش هم روی حساب ساخته می‌شود.