X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

  

جمشید بزرگترین پادشاه اساطیری ایران است و در شاهنامه فردوسی و کتاب اوستا داستان‌های شیرینی در مورد او نوشته شده که خواندنش خالی از لطف نیست. 

 

نام جمشید از ترکیب دوکلمه جَم و شید تشکیل شده که تا مدت‌ها کلمه شید به معنای تابناک فرض می‌شده. بنابر این جمشید را به معنای جم ِتابناک در نظر می گرفتند. اما اخیرا محققی گفته‌است که، شید به معنای پادشاه است و نه تابناک؛ پس جمشید یعنی، پادشاه جم.  

جمشید پادشاهی‌است که بسیاری از سنت‌های ایرانی از جمله نوروز، به او منسوب می‌شود. و به روایت شاهنامه، او هفتصد سال عمر کرده‌است. و از جمله کارهایی که انجام داده؛ 

۱- در پنجاه سال اول پادشاهی، ساختن سلاح‌های جنگی از آهن. 

۲- پنجاه سال دوم، تکمیل صنعت ریسندگی و بافندگی از انواع مختلف مواد؛ پشم، پنبه، ابریشم. 

۳- پنجاه سال سوم، تقسیم مردم به طبقات مختلف اجتماعی، شامل: ۱- کاتوزیان یا پرستندگان (روحانیون) ۲- نیساریان (نظامیان و جنگجویان) ۳- نَسودی (کشاورزان) ۴- اَهتوخُوشی (صنعت‌گران) 

ساختن کاخ‌ها و امارات و گرمابه‌ها‌، ساختن عطر‌های مختلف مانند مُشک و عنبر و کافور و گلاب، علم پزشکی و راه انداختن صنعت کشتیرانی و دریا نوردی، همه و همه به جمشید منسوب است. 

در نتیجهء رسیدن به این دستاورد‌ها و همچنین وعده‌ای که اهورامزدا به جمشید داده بود کار به آنجا رسید که دیگر پیری و مرگ از بین رفت و پدر و پسر هر دو مانند جوان پانزده ساله بودند. 

بعد از سیصد سال، زمین از حجم زیاد مردم و حیوانات و چهارپایان، برای زندگی، تنگ شد. بنابر متن اوستا، اهورامزدا به جمشید گفت چارهء آن این است که به سمت مشرق حرکت کنی. و جمشید نیز به سمت خورشید حرکت کرد و از سپندارمذ فرشته نگهبانِ زمین خواست که دامن بگشاید و زمین را بزرگتر کند و سپندارمذ چنین کرد. سیصد سال بعد دوباره زمین تنگ شد و جمشید دوباره از سپندارمذ درخواست کرد... بعد از سه بار درخواست و هر بار یک ثلث بزرگ شدن، در نهایت زمین دو برابر شد. که این کار اشاره سمبلیک دارد به مهاجرت اقوام هند و ایرانی به سمت مشرق و کشف سرزمین‌های جدید. 

پس از آن اهریمن که در این سال‌ها دستش از زمین کوتاه بود، نیروی خودش را جمع کرده و مقدمات بلایی هولناک را فراهم آورد. اهورامزدا به جمشید گفت که طوفان برفِ سختی در راه است.  

قصهء طوفان قصهء مفصلی است که در منابع دیگر از جمله قرآن، افسانه‌های چین و ژاپن، افسانه‌های بابلی و آشوری همچنین در افسانه گیلگمش، آن‌را شنیده‌ایم. که البته چگونگی آن در هر مملکت با اقلیم و جغرافیای آن سرزمین منطبق است. در ایران نیز به دلیل این‌که برف‌های سنگین می‌باریده و موجب خسارت‌های زیادی به دَد و دام و محصولات کشاورزی می‌شده، طوفان به صورت طوفانِ برف نقل شده است. 

مطابق آنچه در اوستا آمده، اهورامزدا به جمشید دستور می‌دهد که در زیر زمین باغی بسازد که از آن به نام « وَر ِ جَم کَرد»  یاد می‌کند. یعنی وَری که جَمشید آن‌را ساخته‌. و تمام مشخصات آن شامل طول، عرض، چگونگی پنجره‌ها و چگونگی ذخایر آذوقه، توسط اهورامزدا به جمشید گفته می‌شود. همچنین اهورامزدا به جمشید می‌گوید که از هر جانور مفید، یک جفت از بهترینشان و از مردم سالم‌ترین و بهترین آن‌ها را به این باغ ببرد تا طوفان برف فرو بنشیند. و حتی به او گفته می‌شود که گوژپشت و پوسیده دندان و کسانی که عیب‌های ظاهری و باطنی دارند را به وَر نیاورد.‌ و پس از آن، نجات یافتگان بیرون بیایند و به زندگی خود ادامه دهند.  و این درست مانند داستان کشتی نوح است که زندگی فقط در یک نقطه آن‌هم در کشتی بود و در جاهای دیگر زمین زندگی وجود نداشت... 

بعد از خَلق آن‌همه سُنت‌ها و کسب افتخارات و از سر گذراندن آن‌همه مخاطرات، جمشید دچار غرور شد و ناسپاسی پیشه کرد. و به این ترتیب فَرّ  ِ ایزدی از او جدا شد. که گفته‌اند سه بار این اتفاق افتاد؛   

بار اول فَرّ ایزدی به ایزد مهر پیوست.  

بار دوم به فریدون پیوست که فریدون به وسیلهء آن بر ضحاک غلبه کرد.  

بار سوم که فَرّ، از جمشید جدا شد، به گرشاسب پیوست. که می‌گویند گرشاسب امروز جزء جاویدانان و در خواب است و در آخرزّمان که ضحاک از بند جدا می‌شود، گرشاسب به کمک آن فَرّ، ضحاک را نابود می‌کند. 

بعد از آن‌که فَرّ ایزدی از جمشید جدا شد او ناچار شد که تاج و تختِ پادشاهی را به ضحاک بسپارد و در گیتی سرگردان شود. بعد از آن به مدت صد سال از نظر‌ها پنهان بود و گفته‌اند که به نقاط مختلفی از جمله زابل و چین سفر کرده‌است. پس از آن، در صدمین سال در کنار دریای چین دیده شد که ضحاک به او مهلت نداد و با ارّه او را دو نیم کرد.* 

 

شباهت بعضی از قسمت‌های قصهء جمشید با دیگر قصه‌های مذهبی و افسانه‌ای، خیلی برایم جذاب بود. آن‌را نوشتم که فراموشم نشود. 

  

 

 

پاورقی* 


با نگاهی به شاهنامه به روایت دکتر محمد جعفر محجوب. منبع: کتابخانه گویا